خیلی وقت بود که دیگه دلم نمیگرفت ! یا اگه میگرفت یه جوری حال خودمو خوب میکردم. ولی الان یه آرزو دارم یه هدف . نمیدونم خودم میتونم بسازمش یا باید کسی برام بسازه ! از کجا باید آغاز کنم ! پولشو تو این وضعیت از کجا بیارم ! ولی الآن تنها تنها تنها آرزو و هدف زندگیم داشتن یکی از اینهاست ! مهم نیست بتونم باهاش مسافرت برم یا نه ! ولی مطمئنم یه روزی میام و عکسشو اینجا میزارم #ون_کمپر
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
در حین شوخی ها و ایموجی هایی که میفرستادیم یهو جدی شد ،
گفت یه حرفایی میزنی که من دیگه نمیتونم خودمو بزنم به اون راه ،
تو به من حس داری ؟
شوکه شدم... سوال عجیبیه ...
تاحالا کسی بهم نگفته "تو به من حس داری ؟"
به جملش که فکر میکنم حس عجیبی بهم دست میده .
شاید بهتر باشه خودم این سوالو از خودم بپرسم .
من بهش حس دارم ؟
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
اخه مگه چقد زیبایی میتونه توی یه آدم جمع شه؟
ولی میترسم ... میترسم از روزی که انقدر بهش وابسته شم که بخاطرش بخوام به خونوادم پشت کنم .
تا کی؟ نهایتا من بتونم 6 یا 7 سال دیگه با اعتقادات خونوادم کنار بیام ، بعدش چی ؟ تا آخر عمرم که نمیتونم قایم موشک بازی کنم.
کاشکی میدونستم چ راهی درسته ....
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
تا کی باید شاهد دیدن راننده تاکسی های 20-30 ساله ای باشم که غم اندوه و بی امیدی و بی انگیزگی در چهرشون موج میزنه ؟
خسته شدم ، درسته پسرم ولی منم خوب دلم میگیره .
حالم دیگه داره از غم و غصه و بی پولی به هم میخوره .
کاش همه چی خوب میشد........
خستم
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
خوب دیگه ماهم اقا پرستار شدیم :)
بابام که زیاد راضی نیست میگه من اقا دکتر میخواستم :)) وات د فاز یا اَبی :))
فعلا که 96 خوب بوده ببنیم بعدش چی میشه بعد اینهمه استرس باورم نمیشه دارم یه نفس راحت میکشم.
امروزم رفتم دانشگاه ثبت نام کردم . یعنی کسی هم عاشق من میشه ؟ با این شکمم ؟
خدا کنه دکتر باشه خخ
ولی خدایی ابروم رفت، روم نمیشد با این وضعیت تو دانشگاه قدم بزنم 
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
اولین کتاب رو شروع میکنم و قول میدم اخریش نباشه ...
یادم باشه هر چند وقت چیزای جالب کتاب رو اینجا بنویسم :)
پیش به سوی چنین گفت زرتشت - نیچه
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
خدارو شکر وضع مالیم که از اینور مارو نموده روم نمیشه بگم بابا، از بس وضع خرابه :|
نه پول دارم برم کلاس زبان :|
نه پول دارم برم باشگاه :|
شدم 115 کیلو :|
فقط نشستم تو خونه تلگرام کسشعر میخونم.
نمیدونم شاید دارم از خودم بونه در میارم .
وگرنه
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی
همین روزاست که یه ذهنیت فاشیستی نسبت به تموم ماده های توی عالم پیدا کنم :(
این جناب شکمم که ماشاله سیر نمیشه . یه چند روز مث ادم رژیم گرفتیم اما خورشت سبزی لامصب دانشگاه مگه گذاشت ؟ زدم تا خرخره . جدیدا به فکر عشق و عاشقی هم افتادم خخخخخخخ
یه وخ زشت نباشه ترم 1 عاشق بشیم مسخرمون کنن والا
ولی جدّا باید برم پیش دکتر تغذیه وزنم شده 115 :(((((((((((((((((
برچسب:
نویسنده: فاطمه فراهانی